مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

378

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

در جمع ميان دو يا چند خبر متعارض ، طبق قواعد باب تعارض عمل مىگردد . جمع ميان اخبار متعارض چند گونه است : 1 . گاهى به مجرد ملاحظه دو طرف اخبار متعارض ، به چگونگى جمع بين آن دو و رفع تنافى ميان آن‌ها علم به دست مىآيد ؛ 2 . گاهى با ملاحظه امرى در خارج از دو طرف تعارض ، جمع ميان آن دو پيدا مىشود ؛ 3 . گاهى به سبب قرينه ظن‌آور معتبر ( همانند خبر واحد ثقه ) بين اخبار متعارض جمع مىگردد ، مانند : جمعى كه امام رضا عليه السّلام در روايت عبد السلام هروى به عمل آورد ؛ 4 . گاهى جمع ، با تخيير در تمسك به حكم هريك از دو خبر متعارض حاصل مىشود ؛ براى مثال ، در خبرى آمده كسى كه وقت نماز را در سفر درك كرد و نماز نخواند و به وطنش رسيد ، بايد نماز را تمام بخواند ، و در روايتى ديگر آمده است كه چنين فردى بايد نماز را شكسته بخواند ؛ اين دو خبر باهم تعارض دارند و جمع بين آن دو تخيير است ؛ يعنى چنين فردى مخير است نماز را شكسته يا تمام بخواند . بهبهانى ، محمد باقر بن محمد اكمل ، الرسائل الاصولية ، ج 454 ، ص ( 486 - 479 ) . جمع بين ادله رفع تنافى ميان مدلول دو يا چند دليل متعارض منظور از جمع بين ادله ، رفع تنافى و ايجاد سازگارى بين مدلول دو يا چند دليل متعارض است ؛ براى مثال ، دليلى مىگويد : « ثمن العذرة سحت ؛ پولى كه در مقابل خريد كود حيوانى پرداخت مىشود ، حرام است » و دليل ديگرى مىگويد : « لا بأس ببيع العذرة ؛ فروش كود حيوانى اشكال ندارد » ؛ اين دو دليل اطلاق دارند ، اولى شامل عذره ( كود ) انسان و غير انسان از حلال گوشت و حرام گوشت مىگردد ، و دومى اطلاق دارد و همين امر موجب تنافى آن دو است ؛ ولى چون قدر متيقن از دليل اول ، خصوص عذره انسان و قدر متيقن از دليل دوم ، عذره حيوان حلال گوشت است ، با حمل هريك از آن دو به قدر متيقن ، تعارض از بين مىرود . بهبهانى ، محمد باقر بن محمد اكمل ، الرسائل الاصولية ، ص ( 486 - 447 ) . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 295 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 213 - 211 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 449 . جمع بين متعارضين ر . ك : جمع بين ادله جمع بين مطلق و مقيد رفع تنافى ميان مدلول دليل مطلق و دليل مقيّد جمع بين مطلق و مقيد ، به معناى ايجاد سازگارى و رفع تنافى ميان مدلول دليل مطلق و مدلول دليل مقيد است ، مثل اينكه دليل مطلقى بگويد : « ان ظاهرت اعتق رقبة ؛ اگر ظهار كردى بايد يك بنده آزاد كنى » كه شامل رقبة مؤمن و كافر مىشود ، و دليل مقيد بگويد : « لا تعتق رقبة كافرة ؛ آزاد نمودن بنده كافر ، صحيح نيست » ؛ در اين صورت ، دو حكم مختلف وجود دارد كه يكى بر جواز عتق مطلق رقبه چه مؤمن و چه كافر و ديگرى بر عدم جواز عتق رقبه كافر دلالت مىكند و ميان اين دو حكم تنافى و ناسازگارى است . در اين قبيل موارد كه نمىتوان به مفاد هر دو حكم عمل كرد ، به ناچار بايد حكم مطلق را به وسيله حكم مقيد قيد زد و چنين نتيجه گرفت كه مقصود از عتق در دليل اول ، عتق مطلق رقبه نيست ، بلكه عتق رقبه مؤمن مراد است . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 290 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 256 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 565 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 9 ، ص ( 125 - 120 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 184 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 2 ، 1 ، ص 229 . جمع تبرعى رفع تنافى ميان دو يا چند دليل به شيوه غير معمول نزد عرف جمع تبرعى ، مقابل جمع عرفى بوده و عبارت است از جمع ميان دو دليل متعارض از طريق دست كشيدن از ظاهر هر دو دليل يا يكى از آن دو ، يا به تأويل بردن هر دو يا يكى از آنها بىآنكه شاهد عرفى برآن وجود داشته باشد ؛ به بيان ديگر ، جمع تبرعى ، جمعى است كه عقل با دقت و باريك‌بينى به آن مىرسد ولى به درجه ظهور عرفى نمىرسد و عقلاى عالم در گفت‌وگوهاى خود چنين بنايى ندارند . اين‌گونه جمع حد و مرزى ندارد بلكه شديدترين متعارض‌ها را مىتوان با دقت عقلى به تأويل برده و بين آنها سازگارى ايجاد نمود . براى مثال ، در جايى كه دليلى مىگويد : « اكرم العلماء » و دليل ديگر مىگويد : « لا تكرم العلماء » ، عقل مىتواند بين آن دو را چنين جمع كند كه اولى را حمل بر عالم عادل و دومى را حمل بر عالم فاسق نمايد . « 1 » نكته : مراد اصولىها از بيان جمله « الجمع مهما امكن اولى من الطرح » ، جمع تبرعى نيست ، گرچه از عبارت مرحوم « شيخ طوسى » در « استبصار » استفاده مىشود كه منظور جمع تبرعى است .

--> ( 1 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 451 .